نشر تحقیقات علماء و محققین در نقد و رد مخالفین

01 اسفند 1397

حمله به بیت حضرت زهرا سلام الله علیها توسط غاصبان حق امیرالمومنین علیه السلام (ابوبکر و عمر) از بزرگترین مصائبی است که عالم به خود دیده است، در این مطلب شرح این واقعه جانسوز را در کلام صحابی جلیل القدر امیرالمومنین علیه السلام جناب سلیم بن قیس هلالی رحمة الله علیه ذکر خواهیم کرد

 

سلیم بن قیس هلالی رضوان الله علیه (از اصحاب خاص امیرالمومنین علیه السلام) در کتاب معتبر خود پیرامون هجوم به بیت شریف حضرت زهرا سلام الله علیها می نویسد:

 

فرجع أصحاب قنفذ إلى أبي بكر وعمر - وهما جالسان في المسجد والناس حولهما -فقالوا : لم يؤذن لنا . فقال عمر : اذهبوا ، فإن أذن لكم وإلا فادخلوا عليه بغير إذن فانطلقوا فاستأذنوا ، فقالت فاطمة عليها السلام : (أحرج عليكم أن تدخلوا على بيتي بغير إذن). فرجعوا وثبت قنفذ الملعون. فقالوا: إن فاطمة قالت كذا وكذا فتحرجنا أن ندخل بيتها بغير إذن. فغضب عمر وقال: ما لنا وللنساء ثم أمر أناسا حوله أن يحملوا الحطب فحملوا الحطب وحمل معهم عمر، فجعلوه حول منزل علي وفاطمة وابناهما عليهم السلام. ثم نادى عمر حتى أسمع عليا وفاطمة عليهما السلام: (والله لتخرجن يا علي ولتبايعن خليفة رسول الله وإلا أضرمت عليك بيتك النار) فقالت فاطمة عليها السلام: يا عمر، ما لنا ولك؟ فقال: افتحي الباب وإلا أحرقنا عليكم بيتكم .فقالت: (يا عمر ، أما تتقي الله تدخل على بيتي)؟ فأبى أن ينصرف .ودعا عمر بالنار فأضرمها في الباب ثم دفعه فدخل فاستقبلته فاطمة عليها السلام وصاحت:(يا أبتاه يا رسول الله) فرفع عمر السيف وهو في غمده فوجأ به جنبها فصرخت:(يا أبتاه) فرفع السوط فضرب به ذراعها فنادت: (يا رسول الله ، لبئس ما خلفك أبو بكر وعمر)

دفاع علي عليه السلام عن سليلة النبوة

فوثب علي عليه السلام فأخذ بتلابيبه ثم نتره فصرعه ووجأ أنفه ورقبته وهم بقتله، فذكر قول رسول الله صلى الله عليه وآله وما أوصاه به، فقال: (والذي كرم محمدا بالنبوة - يا بن صهاك – لولا كتاب من الله سبق وعهد عهده إلي رسول الله صلى الله عليه وآله لعلمت إنك لا تدخل بيتي) .أبو بكر يصدر أمره بإحراق البيت مرة أخرى فأرسل عمر يستغيث، فأقبل الناس حتى دخلوا الدار وثار علي عليه السلام إلى سيفه .فرجع قنفذ إلى أبي بكر وهو يتخوف أن يخرج علي عليه السلام إليه بسيفه، لما قد عرف من بأسه وشدته .فقال أبو بكر لقنفذ: (إرجع ، فإن خرج وإلا فاقتحم عليه بيته، فإن امتنع فاضرم عليهم بيتهم النار). فانطلق قنفذ الملعون فاقتحم هو وأصحابه بغير إذن، وثار علي عليه السلام إلى سيفه فسبقوه إليه وكاثروه وهم كثيرون، فتناول بعضهم سيوفهم فكاثروه وضبطوه فألقوا في عنقه حبلا وحالت بينهم وبينه فاطمة عليها السلام عند باب البيت، فضربها قنفذ الملعون بالسوط فماتت حين ماتت وإن في عضدها كمثل الدملج من ضربته، لعنه الله ولعن من بعث به

ثم انطلق بعلي عليه السلام يعتل عتلاحتى انتهي به إلى أبي بكر ، وعمر قائم بالسيف على رأسه، وخالد بن الوليد وأبو عبيدة بن الجراح وسالم مولى أبي حذيفة ومعاذ بن جبل والمغيرة بن شعبة وأسيد بن حضير وبشير بن سعيد وسائر الناس جلوس حول أبي بكر عليهم السلاح الدخول إلى بيت فاطمة عليها السلام بغير إذن قال: قلت لسلمان : أدخلوا على فاطمة عليها السلام بغير إذن؟ قال: إي والله، وما عليها من خمار فنادت: (وا أبتاه ، وارسول الله يا أبتاه فلبئس ما خلفك أبو بكر وعمر عيناك لم تتفقأ في قبرك) - تنادي بأعلى صوتها

…وقد كان قنفذ لعنه الله ضرب فاطمة عليها السلام بالسوط - حين حالت بينه وبين زوجها وأرسل إليه عمر: (إن حالت بينك وبينه فاطمة فاضربها)- فألجأها قنفذ لعنه الله إلى عضادة باب بيتها ودفعها فكسر ضلعها من جنبها فألقت جنينا من بطنها . فلم تزل صاحبة فراش حتى ماتت صلى الله عليها من ذلك شهيدة…

 

ابوبکر قنفذ را نزد امیرالمومنین علیه السلام فرستاد، و عده ای کمک نیز به همراهش قرار داد. او آمد تا در خانه حضرت و اجازه ورود خواست، ولی حضرت به آنان اجازه نداد. اصحاب قنفذ به نزد ابوبکر برگشتند در حالی که آنان در مسجد نشسته بودند و مردم اطراف آن دو (ابوبکر و عمر) بودند و گفتند: به ما اجازه داده نشد. عمر گفت: بروید، اگر به شما اجازه داد وارد شوید وگرنه بدون اجازه وارد شوید. آنها آمدند و اجازه خواستند. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: به شما اجازه نمی دهم که بدون اجازه وارد خانه من شوید. همراهان او برگشتند ولی خود قنفذ ملعون آنجا ماند. آنان (به ابوبکر و عمر) گفتند: فاطمه (علیها السلام) چنین گفت، و ما از این که بدون اجازه وارد خانه اش شویم خودداری کردیم. عمر عصبانی شد و گفت: ما را با زنان چه کار است!! سپس به مردمی که اطرافش بودند دستور داد تا هیزم بیاورند. آنان هیزم برداشتند و خود عمر نیز همراه آنان هیزم برداشت و آن ها را اطراف خانه امیرالمومنین و حضرت فاطمه و فرزندانشان (علیهم السلام) قرار دادند. سپس عمر ندا کرد به طوری که امیرالمومنین و حضرت زهرا بشنوند و گفت: به خدا قسم ای علی! باید خارج شوی و با خلیفه پیامبر بیعت کنی وگرنه خانه را با خودتان به آتش می کشم. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: ای عمر، ما را با تو چه کار است؟ عمر جواب داد: در را باز کن وگرنه خانه تان را به آتش می کشیم! حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: ای عمر، از خدا نمی ترسی که به خانه من وارد می شوی؟! ولی عمر ابا کرد از این که برگردد. عمر آتش طلبید و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز کرد و داخل شد. حضرت زهرا سلام الله علیها در مقابل او در آمد و فریاد زد: یا ابتاه، یا رسول الله! عمر شمشیر را در حالی که در غلافش بود بلند کرد و به پهلوی حضرت زد. آن حضرت ناله کرد: یا ابتاه! عمر تازیانه را بلند کرد و به بازوی حضرت زد. آن حضرت صدا زد: یا رسول الله، ابوبکر و عمر با بازماندگانت چه بدرفتاری کردند

دفاع امیرالمومنین علیه السلام از حضرت زهرا سلام الله علیها

امیرالمومنین علیه السلام از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید و همت به قتل او کرد. ولی سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و وصیتی را که به او کرده بود به یاد آورد و فرمود: ای پسر صحاک، قسم به آن که محمد (صلی الله علیه و آله) را به پیامبری مبعوث نمود، اگر نبود مقدری که از طرف خداوند گذشته و عهدی که پیامبر با من نموده است می دانستی که تو نمی توانی به خانه من داخل شوی.

عمر فرستاد و کمک خواست. مردم هم آمدند تا داخل خانه شدند و امیرالمومنین علیه السلام هم سراغ شمشیرش رفت. قنفذ نزد ابوبکر برگشت در حالی که می ترسی امیرالمومنین علیه السلام با شمشیر سراغش بیاید، چرا که شجاعت و شدت عمل آن حضرت را می دانست. ابوبکر به قنفذ گفت: برگرد، اگر از خانه بیرون آمد (دست نگه دار) وگرنه در خانه اش به او هجوم بیاور، و اگر مانع شد خانه را بر سرشان به آتش بکشید! قنفذ ملعون آمد و با اصحابش بدون اجازه به خانه هجوم آوردند. امیرالمومنین علیه السلام سراغ شمشیرش رفت، ولی آنان زودتر به طرف شمشیر آن حضرت رفتند و با عده زیادشان بر سر او ریختند. عده ای شمشیرها را به دست گرفتند و بر آن حضرت حمله ور شدند و او را گرفتند و بر گردن او طنابی انداختند

حضرت زهرا سلام الله علیها جلو در خانه، بین مردم و امیرالمومنین علیه السلام مانع شد. قنفذ ملعون با تازیانه به آن حضرت زد، به طوری که وقتی حضرت از دنیا رفت در بازویش از زدن او اثری مانند دستبند بر جای مانده بود. خداوند قنفذ را و کسی که او را فرستاد لعنت کند.

سپس امیرالمومنین علیه السلام را بردند و به شدت او را می کشیدند، تا آن که نزد ابوبکر رسانیدند. و این در حالی بود که عمر بالای سر ابوبکر با شمشیر ایستاده بود، و خالد بن ولید و ابوعبیدة بن جراح و سالم مولی ابی حذیفه و معاذ بن جبل و مغیرة بن شعبة و اسید بن حضیر و بشیر بن سعید و سایر مردم در اطراف ابوبکر نشسته بودند و اسلحه همراهشان بود.

سلیم می گوید: به سلمان گفتم: آیا بدون اجازه به خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها وارد شدند؟! سلمان گفت: آری بخدا قسم، و این در حالی بود که خمار (به معنای پوشش همه سر، و یا پوشش صورت است) نداشت. حضرت زهرا سلام الله علیها صدا زد: وا ابتاه، وا رسول الله، ای پدر، ابوبکر و عمر بعد از تو با بازماندگانت بدرفتاری کردند در حالی که هنوز چشمان تو در قبرت باز نشده است (منظور حضرت از شتاب دشمنان و منافقین در اظهار دشمنی است)

قنفذ _لعنة الله علیه_ حضرت فاطمه سلام الله علیها را با تازیانه زد آن هنگام که خود را بین او و شوهرش قرار داد، و عمر پیغام فرستاد که اگر فاطمه (سلام الله علیها) بین تو و او مانع شد او را بزن. قنفذ او را به سمت چهارچوب در خانه اش کشانید و در را فشار داد به طوری که استخوانی از پهلویش شکست و جنینی سقط کرد، و همچنان در بستر بود تا در اثر همان شهیده شد

 

کتاب سلیم بن قیس الهلالی.ج1 ص584.ط انتشارات دلیل ما

هجوم به خانه وحی به روایت سلیم بن قیس هلالی

هجوم به خانه وحی به روایت سلیم بن قیس هلالی

هجوم به خانه وحی به روایت سلیم بن قیس هلالی

هجوم به خانه وحی به روایت سلیم بن قیس هلالی

هجوم به خانه وحی به روایت سلیم بن قیس هلالی

هجوم به خانه وحی به روایت سلیم بن قیس هلالی

هجوم به خانه وحی به روایت سلیم بن قیس هلالی

هجوم به خانه وحی به روایت سلیم بن قیس هلالی

 

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
  • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
    heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
    winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
    worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
    expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
    disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
    joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
    sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
    neutral_faceno_mouthinnocent
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود
 

وب سایت مدافع امامت

وب سایت مدافع امامت

google
yahoo
alexa
ebook
Baidu.com
Wikipedia
Blogger.com
Windows Live
Amazon.com
eBay
Bing
Ask
استانداری گلستان
سفارش طراحی وب سایت - سفارش دات نت
کتابخانه عقیده
سید محمد یزدانی
آیت الله سید علی میلانی آیت الله میلانی امام حسین سید علی میلانی عزاداری محرم